د. مسيحيت غربي
پدروي اسپانيايي
همچنين، معروف به پدروي ليسبوني، سانتياگو دوكومپوستلا، پدروي پرتغالي و پطروس يولياني1. در اثناي سالهاي 1210 و 1220، در ليسبون زاده شد؛ پسر يوليان پزشك. در كومپوستلا، پاريس، و از 1246 تا 1250، در سيينا تحصيل كرد؛ كاردينال در 1273؛ در 1276، به پاپي انتخاب شد و يوحناي بيست و يكم نام گرفت، هشت ماه بعد، در 1277، ناگهان در ويتربو در گذشت.
فيلسوف، پزشك، و جانورشناس پرتغالي، از بزرگترين منطقدانان و روانشناسان سدهٴ سيزدهم. دانته در كتاب بهشت از او ياد كرده است (فصل 12، بند 134).
او آثار طبي متعدد و چندين شرح بر آثار پيشينيان نوشت. معروفترين كتاب طبي خود او
گنجينهٴ مستمندان، يا خلاصهٴ تجارب2 نام دارد (كه آن را به پدرش يوليان هم نسبت دادهاند؟). اين كتاب درسي كوچك رواج زيادي يافت؛ شايد همچنانكه از نسخههاي خطي، چاپها، و ترجمههاي آن به ايتاليايي، اسپانيايي، پرتغالي، و انگليسي پيداست، رايجترين كتاب در نوع خود تا سدهٴ شانزدهم بود؛ سه ترجمهٴ عبري از آن صورت گرفت. قسمتي از رواج آن به صراحت و ماهيت عملي آن بود.
دومين تأليف مهمش رسالهٴ بيماريهاي چشم3 بود. نسخههاي خطي آن اختلاف زيادي دارد، ولي اگر تمام آثار چشمپزشكي منسوب به پدرو را مورد بررسي قرار دهيم ميتوان آنها را به سه قسمت تقسيم كرد: 1) منتخبات از كتابالملكي عليبن عباس (نيمهٴ دوم سدهٴ دهم)؛ 2)
رسالهٴ آبهاي شفابخش، دربارهٴ دوازده آب، كه دوتاي آخر، آب حيات و الكل است. رسالههاي لاتيني متعددي از اين نوع وجود دارد كه منشأ آنها هنوز معلوم نشده است4. 3) رسالهٴ زكريا
(نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)5.
Peter of Spain, Petrus Hispanus P. Ulyssiponnensis, Compostellanus, P.
Portugalensis, P. Julia.ni .1
Thesaurus Pauperum, Summa experimentorum .2
Liber de morbis oculor.um .3
4 .يك رسالهٴ ارسطويي منحول در يك نسخهٴ خطي لاتيني مربوط به سدهٴ سيزدهم، كه ادعا شده ترجمه از عربي است، ديده ميشود. جستجوي اصل عربي آن خالي از فايده نيست.
¿ Lynn Thorndike, History of magic, vol. 2, p. 251, p.500, p. 767
5. تحقيق زير ديرتر از آن به دستم رسيد كه بتوانم در يادداشت مربوط به زكريا از آن استفاده كنم:
Noe Scalinci, L'oculistica medioevale M Zaccaria e le fonti della sua
"Sisilacera", Rivista di storia delle scienze, anno 22,
pp. 8-21, 1931.